تبليغاتX
هيئت شطرنج بندر دير
هيئت شطرنج بندر دير


این بازی فکریست چنین پر رنج است؟یا علم گرامیست که همچون گنج است



 

بسمه تعالي

باسلام

بدينوسيله هيإت شطرنج بندر ديرجهت مسابقه شطرنج درهمه رده هاي

 سني مختلف( آقايان وبانوان)براي ميزباني وميهماني آمادگي خودرا

اعلام ميدارد درصورت تمايل هياتهاي شطرنج شهرستانها به اين هيات

اطلاع دهند

آدرس ايميل:shrimp-dayyer@yahoo.com <

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 21:39 توسط ماشاالله شيخياني |



وز قدس و شاهکار یک دیری

جمعه گذشته مصادف روز قدس که در سرتاسر جهان راهپیمایی های گسترده ای در حمایت از مردم مظلوم فلسطین انجام گرفت یک جوان دیری با شاهکار خود دست به اقدامی زد که شاید بتوان آن را با تمام راهپیمایی ها انجام شده در استان بوشهر مقایسه کرد و بدون اغراق اقدام این جوان دیری را چیزی کمتر از راهپیمایی ندانست . ابراهیم مومنی قهرمان شطرنج که به همراه ۵ تن از بهترین شطرنج بازان ایران در مسابقات جهانی ارمنستان حضور دارد روز جمعه و همزمان با روز قدس برحسب قرعه باید به دیدار قهرمان شطرنج اسرائیل می رفت که از انجام این دیدار سرباز زد و این رژیم را به رسمیت نشناخت.

  • جرم او فقط دیری بودنش است !؟

خبر آنقدر مهم است که خبرگزاری های مهمی چون مهر ،فارس ،ایسنا و ....... تیتر یک خود را به آن اختصاص دهند : ابراهیم مومنی  در آستانه فرارسیدن روز قدس ، در یک اقدام نمادین برای دفاع از حق مظلومان فلسطین در برابر حریفی از رژیم اشغالگر و غاصب اسرائیل حاضر نشد و بدون امتیاز باقی ماند . ابراهیم مومنی که چند صباحی است به دلیل بی توجهی مسئولان ورزش استان بوشهر به عضویت هیت شطرنج استان فارس در آمده این روزها در ایراون در حال هنرنمایی در برابر حریفان قدر خود است ! این مسابقات با حضور ۱۵۰ شطرنجباز از ۵۰ کشور جهان طی ۱۳ دور به روش سوئیسی تا ۲۵ مهر ماه ادامه دارد .ابراهیم مومنی توانسته در ۴ بازی صاحب دو برد و دو شکست شود !اما این خبر و هنرنمایی جوان دیری در صداوسیما ،مطبوعات و سایت های استانی چه بازتابی داشته است !هیچ !خیلی راحت باید گفت هیچ !!!مگر او متولد دیر نیست ؟مگر دیر جزیی از این استان نیست !مگر افتخار او افتخار استان نیست !؟آقایان بوشهری تا کجا این همه بی مهری به دیریها؟ چرا چند سال پیش که مومنی با افتخار قهرمان استان شد برای شرکت در مسابقات کشوری دو نفر از دیگر شهرستان های استان را به جای به او به این مسابقات  اعزام نمودید !آیا این کمال بی عدالتی نیست !؟چرا او را وادار به کوچ از استان کردید !آقایان مسئول شبکه استانی مگر افتخار بالاتر از این !آیا تنها چند دقیقه نمی توانید برنامه حیا ت وحش که ده سال پیش در شبکه های ملی پخش شده را کنسل کنید و به افتخار آفرینی های این دیری بپردازید !آیا تنها جرم او فقط دیری بودنش است .....

برگرفته ازسايت خبري بندردير

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:9 توسط ماشاالله شيخياني |



پیروزی ابراهیم مومنی در دور ششم رقابتهای شطرنج قهرمانی زیر بیست سال جهان نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط حمید شعرانی   
17 مهر 1386 ساعت 17:59

به گزارش خبرگزاری مهر ، رقابتهای شطرنج قهرمانی زیر بیست سال جهان از 11 مهرماه در ایروان آغاز شده که در دور ششم شهره بیات حریف گرجستان را برد، غزل حکیمی فرد نماینده کشور میزبان را مغلوب کرد، امین نصری بر شطرنجباز مونته نگرو پیروز شد، ابراهیم مومنی نماینده استرالیا را شکست داد و هانیه خلجی از حریف ارمنی باخت.

در این مسابقات 150 شطرنجباز از 50 کشور حضور دارند که طی 13 دور به روش سوئیسی تا 25 مهر ماه با هم رقابت می کنند.

این پیروزی را به مومنی وجامعه ورزشی شهرستان دیر و هیئت شطرنج استان فارس تبریک می گوییم.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:5 توسط ماشاالله شيخياني |



حضور شطرنج باز دیری در مسابقات بین المللی ارمنستان نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط حمید شعرانی   
09 مهر 1386 ساعت 17:59

تیم ملی شطرنج ایران برای شرکت در مسابقات جهانی ارمنستان ساعت ۴ بعدازظهر  عازم این کشور شد. شاید با خود بگوییم این خبر هیچ ارتباطی با سایت خبری دیر نداشته و نخواهد داشت . در نگاه اول هم حق چنین است . اما اسامی تیم ملی که متشکل از ۵ نفر از بهترین شرنج بازان ایران می باشد اینگونه توسط گوینده خبر اعلام می شود : احسان قائم مقامی .شادی پریدر و... و... ابراهیم مومنی نکته قابل تامل حضور یک شهروند دیری در تیم ملی اعزامی به مسابقات ارمنستان می باشد. شطرنج بازی که اخیراْ به عضویت تیم دانشگاه آزاد اسلامی در آمده و در این دانشگاه در مقطع مهندسی معدن به عنوان دانشجو نیز پذیرفته شده است .

نشریات استانی بوشهر که به لطف حضور شکرالله عطارزاده در مجلس شورای اسلامی بیشترین حجم کاغذهای پر از غلط های املایی خود را به بحث تغییر نام بوشهر اختصاص داده اند کمتر فرصت می نمایند تا این چنین اخبار مهمی را که شاید باعث اعتلای نام استان بوشهر باشد در اختیار خواننده قرار دهند . در این فکرم اگر نبود حضور عطارزاده در مجلس شورای اسلامی این نشریات استانی چگونه صفحات سفید خود را سیاه می نمودند.

چندی پیش مطلبی در خصوص این شطرنج باز دیری در هفته نام پیغام به چاپ رسید و در آنجا عنوان گشته بود که ایشان علیرغم حضور در مسابقات استانی و کسب مقام قهرمانی به دلیل دیری بودن و دوری از مرکز و بزرگترین شهرستان استان از راهیابی به تیم ملی بازمانده بود. اما با حضور در تیم منتخب استان فارس توانست پله های ترقی را طی کند. برای ایشان آرزوی موفقیت در مسابقات مذکور داریم

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:54 توسط ماشاالله شيخياني |







جزوه كوچكی به زبان پهلوی ( فارسی میانه ) باقی مانده كه در آن یكی از داستانهای مربوط به پیدایش شطرنج را می توان دید .
چند داستان كهن درباره اختراع شطرنج داریم كه این جزوه كوچك یكی از آنها را در بر دارد.  خلاصه این داستان چنین است :


در زمان خسرو انوشیروان دانایان هند شطرنج را ساختند و آنرا همراه چند دانا به دربار انوشیروان خسرو پسر قباد فرستادند و گفتند : چنان كه شما خود را برتر از ما و سرور ما می دانید باید دانایان شما هم از دانایان ما بالاتر و بهتر باشند . اینك این شطرنج اگر توانستید آن را بشناسید و رازهای آن را بگوئید ما باجگزار شما می شویم و اگر نه شما باید به ما باج بپردازید و زیر دست ما باشید.

دانایان دربار كه حلّ مسئله شطرنج را دشوار یافتند ، چهل روز مهلت خواستند و در این مدت هم نتوانستند شطرنج را شرح دهند . روز چهلم بزرگمهر كه جوان ترین وزیر و دانای انوشیروان بود به پاخاست و گفت این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد ، پیروز می شود . آنگاه بزرگمهر وسیله بازی دیگری را نشان داد و گفت اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید . این وسیله تخته نرد بود .

دانایان آن سرزمین از توضیح نرد درماندند . آنگاه بزرگمهر گفت در این بازی بر خلاف شطرنج كه در آن خرد و دور اندیشی كار ساز است ،  تصادف  و سرنوشت دخالت دارد و مسیر بازی را تصادف تعیین می كند و خرد آدمی در آن كاركرد كمتری دارد .

آنگاه بزرگمهر با دانایان هند شطرنج بازی كرد و چند بار از ایشان برد . به این ترتیب دانایان هندوستان پذیرفتند كه باجگزار ایران باشند

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:6 توسط ماشاالله شيخياني |



پیشینه ی بازی شطرنج در ایران

 بر پایه ی گواهی های تاریخی در دوره ی ساسانی، به چند بازی درباری به نامهای شترنگ و نیواَرتخشیر(نَرد) اَشتپَد(هشت پا یا دارای هشت خانه!)، زَمب و ... اشاره شده.

  پیرامون بازی شترنگ(شطرنج) و زمان و جایگاه پیدایش آن نگره های فراوانیست. برخی پیشینه ی آن را به (۳-۴ پ.ز) پیش میبرند و گمان میبرند که بازی هایی همسان شترنگ در هندوستان و چین و مصر وجود داشته. پژوهشگر انگلیسی به نام بِلَند(bland) در نسک(کتاب) خود "در باب شطرنج ایرانی" که در سال ۱۸۵۱در لندن به چاپ رسید کوشیده که نشان دهد شطرنج از ایران به هند رفته و دگر بار به ریختی کاملتر به ایران و سرزمین خود بازگشته. 

 ریچارد فرای به این هوده(نتیجه) رسیده است که:  "شطرنج را برزویه ی پزشک، به همراه شماری نسک سانسکریت از هندوستان به ایران آورده "(۱)

 در میان شگفتی های خسروپرویز به شَترَنگی اشاره شده که مهره هایش از یاقوت و زمرد بوده و از تخته نردی سخن رانده میشود که از مرجان و فیروزه بوده.(۲) م.م.دیاکونوف حتی بر این باور هست که آموختن بازی های شترنگ و نرد جزو برنامه های آموزشی فرزندان نجیب زادگاه و بزرگان دوره ی ساسانی بوده.(۳)

  فردوسی پیرامون شَترَنگ چنین بازگویی کرده که: "جمهور، پادشاه هندوان، پس از آنکه دارای فرزندی به نام گو شد، درگذشت. بزرگان کشور برادرش به نام مای را به جانشینی او برگزیدند. مای با بیوه ی برادر ازدواج کرد و دارای فرزندی تلحند نام شد. مای در حالی که تلحند ۲ ساله و گو ۷ ساله بود، در گذشت. این بار بزرگان مادر آن دو را به پادشاهی برگزیدند. ملکه هر دو را به موبدان سپرد تا تربیت شوند. پس از این هر دوی اینها برای جانشینی مادر به پیش او آمدند و مادر نیز هیچ کدام را ناامید نکرد. جنگی میان هواداران دو فرزند رخ میدهد و تلحند کشته میشود. مهتران و بزرگان برای نشان دادن کارزار جنگ، این بازی را ساختند و مادر دریافت که فرزندش کشته شده ".(۴)

 یعقوبی نیز روایتی همسان فردوسی را بیان میکند: "زنی خردمند بر هندوستان فرمانروایی میکرد دشمن به کشور او تاخت و یکی از ۴ فرزند او در جنگ کشته شد. مردم برای آگاه کردن پادشاه، دست به دامان دانشمندی به نام غفلان شدند و او شترنگ را پدید آورد که جنگی بدون کُشتار بود. سپس آن را به شاگرد خود یاد داد و در حضور پادشاه با او بازی کرد و در پایان گفت: شاه مات، ملکه به خود آمد و دریافت دیدگاه او چیست. پس به غفلان گفت آیا پسرم کشته شد؟ غفلان گفت تو خود فرمودی. ملکه پس از پایان کار سوگواری از غفلان حاجت خواست، غفلان به قراری که گذشت، گندم خواست و چون کار محاسبه گندم به دشواری کشید، گفت مرا نیازی بدان نیست؛ زیرا اندکی از دنیا مرا بسنده است ".(۵)

 شطرنج در ایران

بازگویی فردوسی از درونشُد شترنگ به ایران به احتمال زیاد برپایه ی ماتیکان چترنگ(از آثار پهلوی و ساسانی) به نظم کشیده شده:

فرستاده ی رای، پادشاه هند با هزار بار شتر به درگاه نوشین روان می آید. از پیشکش های شاه هند به پادشاه ایران یک تخت شترنگ هست. فرستاده افزون بر پیشکش کردن هدایا پیام رای را نیز میرساند:

کسی کو به دانش برد رنج بیش ** به فرمای تا تخت شطرنج پیش

نهند و زهر گونه رای آورند ** که این نغز بازی به جای آورند

بدانند هر مهره ای را بنام  ** که چون راند بایدش و خانه کدام

پیاده بدانند و پیل و سپاه  ** رخ و اسپ و رفتار فرزین و شاه

اگر فرهیختگان و دانشمندان ایرانی توانستند این بازی را یاد بگیرند و از آن سر در بیاورند، همان باژ همیشگی را به بارگاه شاه ایران میفرستیم، اما اگر چنین نشد، چون در دانش و خرد از ما شکست خورده اند، افزون بر اینکه نباید باژی از ما بخواهید که باید به پرداخت باژ به ما نیز تن در دهید، چرا که دانش برتر از هر چیزیست.

 انوشیروان یک هفته زمان خواست و پس از آنکه همه بزرگان و اندیشمندان از رمزگشایی بازی درماندند، بُزُرگمهر دانشمند و پُرآوازه، پس از دیدن بازی اینچنین میگوید:

من این نغز بازی به جای آورم  *** خرد را برین رهنمای آورم

و چنین میکند پس از یک روز و یک شب به همه ی ریزه کاری های آن پی میبرد در بارگاه انوشیروان به فرستاده ی رای چنین میگوید:

بیاراست دانا یکی رزمگاه  * به قلب اندرون ساخته جای شاه

چپ و راست صف برکشیده سپاه ** پیاده به پیش اندورن رزم خواه

هشیوار دستور بر دست شاه ** به رزم اندرونش نماینده راه

بیاراسته پیل جنگی دو سوی ** به جنگ اندرون همگنان کرده روی

وزو برتر اسپان جنگی به پای ** نشانده بر ایشان دو پاکیزه رای

هماورد گشته رخان بر دو روی ** به دست چپ و راست پرخاشجوی

چو بوزرجمهر آن سپه را براند ** همه انجمن در شگفتی بماند

سپس بزرگمهر دانا بازی نَرد را می آراید و تخته نرد برای رای فرستاده میشود و هندوان از رمزگشایی آن در میمانند و باژ همیشگی از هند به دربار انوشیروان سرازیر میشود.

شترنگ(شطرنج)

۱.میراث باستانی ایرانی ص ۳۷۰

۲. ایران در زمان ساسانیان ص ۴۸۷

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:4 توسط ماشاالله شيخياني |



دوست گرامیمان نیما مدیر تارنامه " بیگ بنگ " درخواست نمودند که این نوشتار را از تارنامه ایشان در اینجا قرار دهیم تا مورد بازدید دیگران قرار گیرد.
با سپاس از ایشان.

«ادموند بردو زکلی» Edmond Bordeaux Szekely استاد دانشگاه کالیفرنیا که در مورد اوستا و درباره ی زرتشت و دین زرتشتی عقاید و نظرات بدیعی دارد، دارای مجموعه کتابهایی است در شش جلد به نام The World of Zarathushtra که به سال 1953 در آمریکا به چاپ رسیده است.

در جلد سوم از کتاب «ادموند بردو زکلی» روایت بدیعی وجود دارد، این روایت حاکی از آن است که بازی شترنج ابداعش به زرتشت می رسد، البته نه به عنوان یک بازی مطلق، بلکه بنیان و شالوده ای بوده در شناخت جهان و کیهان و نظام هستی و نیروهای طبیعت و علم و فلسفه.

روایات افسانه ای حاکی از آن است که بازی شترنج از ایران سرچشمه گرفته است. البته باید یادآور شد که هیچ مستند یا مدرک باستانی یا روایت کهن و مورد وثوق این امر را تایید نمی کند که بازی شترنج در چنان ایام دوری از اندیشه ی زرتشت نشات یافته و به شاه «ویشتاسب» آموخته شده است.

روایت در این زمینه است که «ویشتاسب»، شاه ایران از زندگی خسته و بیزار شده بود، چون آن چه را که آرزو داشت بدان دست یافته و هر کاری را که می خواست به انجام رسانیده بود. نه جنگ و نه پیروزی های تازه، نه شکار و نه کامرانی و نه شکوه و نه تجمل دربار و نه چیز ها و امور دیگری که موجب دلبستگی به زندگی می شود، هیچ کدام دیگر وی را اقناع نمی کرد.

کسی موفق نمی شد تا دلبستگی و شادمانی و امید را در وجود شاه بیدار کند تا این که زرتشت بازی شترنج را که موجد تفکر و اندیشه و مبارزه است ابداع کرده و با آن بازی به صورت اصل و دیگرگون نشده به نزد «ویشتاسب» رفت. شیوه ی بازی را که حاکی از آن بود که گستره ی زمین، جایگاه مبارزه و پیکار است، مبارزه و پیکاری دایمی و مداوم میان نیکی و بدی؛ و یک انسان کامل موظف است تا با همه ی نیرو مبارزه و پیکار کند و گرنه در این صحنه جایی جهت زندگی برایش وجود ندارد و عدم تحرک و سکون و یأس به معنی مرگ است و اسارت در دام اهریمن را به شاه آموخت.

زرتشت به وسیله ی شترنج همه ی قوانین جهان و نظام طبیعت و بنیان و شالوده زندگی را برای شاه نمایش داد. وی به تنهایی آن چنان تفسیری از این بازی انجام داد که هیچ شترنج باز ورزیده ای در عصر ما نخواهد توانست چنان تفسیری انجام  دهد.

شاه از این رویداد بسیارخوشنود و شادمان شد. در وی دلبستگی به زندگی و کوشش و پیکار دگر بار بیدار گشت. خواست تا به هر شیوه ای که باشد، زرتشت را پاداش دهد. گفت:«ای زرتشت، هر آن چه را می خواهی از ما بخواه که به تو داده خواهد شد.»

زرتشت بر آن شد تا کاری کند که موجب عبرت شاه شود و «ویشتاسب» آن قدر مغرور و خود پسند خود را نپندارد که هر آن چه را  می خواهد قادر به انجامش خواهد بود. پس به شاه گفت چیزی بسیار کوچک و نا قابل می خواهد و آن این است که در خانه ی اول صفحه شترنج یک دانه ی گندم برایش بگذارند. دو دانه ی در خانه دوم، دو برابر در خانه ی سوم و این تصاعد هم چنان تا آخرین خانه ی صفحه شترنج ادامه یابد. شاه خندید و گفت به زودی خواستش اجابت شده و گندم ها در خانه ی وی تحویل خواهد شد در حالی که با خود می اندیشید که با چه مرد ساده دلی روبروست که فقط درخواست چند دانه گندم می کند، در حالی که می توانست درخواست گنجینه ای از گوهر و زر کند.

پس شاه خزانه داران را مأمور کرد تا گندم ها را برابر خواست زرتشت شمار و حساب کرده به خانه اش گسیل کنند. روزهایی زیاد در حدود یک ماه گذشت و شاه از خزانه دار جویای امر شد. اما شگفت زده شد هنگامی که خزانه دار و همراهانش گفتند مقدار گندمی که باید به زرتشت تحویل شود، بیش از همه گندم هایی است که در قلمرو شاهی وجود دارد، شاه بسیار متعجب و در عین حال شرمنده بود. متعجب از حساب و شمار و درسی که زرتشت به وی داده بود و شرمنده از این که نمی توانست به قولی که به شخصی چون زرتشت داده است عمل کند.

پس به دنبال زرتشت فرستاد و به او گفت از این که یارای انجام تعهدش را ندارد تا چه اندازه شرمنده می باشد. زرتشت در پاسخ توضیح داد که وی گندم نمی خواهد، بلکه فقط در صدد آن بود که به شاه درسی بیاموزد.

البته این روایت، افسانه ای کهن است درباره منشأ بازی شترنج که به روزگاران باستان پیوند می خورد. اما شترنج امروز فقط یک بازی و وقت گذرانی و تفریح یا سرگرمی می باشد، هر چند که تا اندازه ای کنایت های سومر باستان را هنوز ارائه می دهد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 18:50  توسط کیــوان  |  12 پــندار نیـک

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:57 توسط ماشاالله شيخياني |



در باره ی پیدایش شطرنج چندین روایت موجود است که تنها تعداد کمی از آن ها معقول و باور کردنی هستند. در ادامه این روایت های مختلف را با هم بررسی می کنیم تا به روایت واحدی دست پیدا کنیم. اولین داستانی که بررسی می کنیم، داستانی است که ثعالبی در شاهنامه ی معروف به ابومنصور نقل می کند. این داستان را فردوسی نیز در شاهنامه با تفصیل بیشتر آورده است. داستان از این قرار است که وقتی طلحند، پسر نای هندی در جنگ با گو پسر عمو و برادر امی بر سر پادشاهی کشته شد، مادرش از غم او افسرده گشت. گروهی از دانشمندان برای سرگرم کردن مادر و نیز نشان دادن وضعیت جنگی که پسرش در آن کشته شد شطرنج را اختراع کردند. از این داستان اگر به دلیل نبودن مدارک کافی بگذریم، در ادبیات کهن هند دو اثر وجود دارد که تا حدی قابل استناد هستند. در ادبیات هندی فقط دو اثر قابل قبول وجود دارد که در زیر به طور مختصر به شرح آن ها می پردازیم. نخستین مطلب مربوط به اوایل قرن هشتم میلادی است که به زبان سانسکریت وبا نثری ساده نوشته شده است. سوباندهو(نام این نوشته) درباره ی حکومت اودایانا پادشاه واتسا و ملکه اش مطالبی نگاشته است. در بین این مطالب اشاره ای هم به مهره های شطرنج شده که دقیقا مشخص نیست این مطالب در مورد شطرنج امروزی است یا نوع دیگری از شطرنج، چرا که نوع دیگری نیز هست که با تاس بازی می شود. نوشته ی دیگر مربوط به بانا نویسنده ای هندی است که ضمن شرح دادن چگونگی پادشاهی سری هارشا که در شمال هند حکومت می کرده است، اشاره ای به آموزش شطرنج در دربار او دارد. این نوشته در قرن هفتم میلادی نگاشته شده که کهن ترین نوشته ی مکتوب هندی در رابطه با شطرنج است. اکنون اگر دو سند قبلی را صددرصد قابل قبول بدانیم، از لحاظ قدمت در مقایسه با کارنامه ی اردشیر بابکان که در آن به وضوح از بازی شطرنج سخن رفته و مورد قبول مورخین برجسته است حدود سه قرن قدیمی تر هستند. حتی اگر این طور فکر کنیم که کارنامه ی اردشیر بابکان در زمان حکومت خسروپرویز(۶۲۸-۵۹۰ ِِِ میلادی) تنظیم و نوشته شده باشد، باز هم این کارنامه حدود یک قرن قدیم تر نوشته شده است. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد و همچنین با جمع بندی عواملی که شرح آن ها گذشت، یعنی قدمت بیشتر اسناد تاریخی ایران، باید پذیرفت که شطرنج بدون تردید از ایران سر برآورده است. اسناد تاریخی این نکته را روشن می کنند که ایران در پیش از اسلام برای پایه گذاری شطرنج گام های موثری برداشته بوده و حتی بعد از اسلام هم تا قرن شانزدهم میلادی استادان ایرانی سهم بسزایی در پیشرفت و گسترش شطرنج داشته اند.

 
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:43 توسط ماشاالله شيخياني |



ماده ۷: وضعيتهاى غير عادى

۷ـ۱. (الف).اگر در حين بازى معلوم شود كه پوزيسيون اوليه مهره ها ناصحيح بوده است ، بايد بازى لق شود و بازى جديدى انجام گيرد.

(ب). اگر در حين بازى معلوم شود كه تنها خطا اين است كه صفحه شطرنج بر خلاف ماده ۲ـ۱ قرار گرفته است ،بازى ادامه میيابد اما پوزيسيون حاصل را بايد به صفحه اى كه درست  قرار گرفته است انتقال داد .

۷ـ۲.اگر بازى با رنگهاى معكوس آغاز شده باشد بايد ادامه يابد ، مگر آنكه داور غير از اين حكم كند.

۷ـ۳.اگر بازيكنى يك يا چند مهره را نامرتب كند {یا بیندازد} ، بايد در زمان خودش پوزيسيون صحيح را اعاده كند. در صورت لزوم ،  بازيكن يا حريف او بايد ساعتها را متوقف كند و از داور كمك بخواهد . داور میتواند بازيكنى را كه مهره ها را نامرتب كرده است جريمه كند.

۷ـ۴.(الف). اگر در حين بازى معلوم شود كه حركتى غير قانونى انجام شده است ، بايد پوزيسيون بلافصل قبل از خلاف اعاده شود . اگر پوزيسيون بلافصل قبل از خلاف را نتوان معين كرد،بازى از آخرين پوزيسيون قابل تشخيص قبل از خلاف بايد ادامه يابد . ساعتها بايد طبق ماده ۶ـ۱۴ تنظيم شوند . د رمورد حركت جايگزين حركت غير قانونى ماده ۴ـ۳ اعمال مى شود . سپس بازى بايد از اين پوزيسيون اعاده شده ادامه يابد.

(ب). پس از اجراى ماده ۷ـ۴ (الف)، به جريمه اولين و دومين حركت غير قانونى بازيكن ، داور بايد در هر مورد دو دقيقه زمان اضافى به حريف بدهد . به جريمه سومين حركت غير قانونى همان بازيكن ، داور بايد او را بازنده اعلام كند

۵-۷. اگر در حين بازى معلوم شود كه مهرها ازمربعهاى خود خارج شده اند ، بايد پوزيسيون قبل از خلاف اعاده شود . اگر نتوان پوزيسيون بلافصل قبل از خلاف را تشخيص داد ، بازى بايد از آخرين پوزيسيون قابل تشخيص قبل از خلاف ادامه يابد.ساعتها را بايد طبق ماده ۶ـ۱۴ تنظيم شوند. سپس بازى بايد از اين پوزيسيون اعاده شده ادامه يابد.

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:1 توسط ماشاالله شيخياني |



ابراهیم مومنی رژیم اشغالگر را به رسمیت نشناخت

امین نصری که در این دور برای بار دوم با مهره سفید بازی می کرد ، در عین شایستگی در برابر استاد بین المللی هند  "نرایانان گوپال" با درجه بین المللی 2520 باخت را پذیرا شد و یک امتیازی باقی ماند .

دیگر نماینده کشورمان ابراهیم مومنی هم در آستانه فرارسیدن روز قدس ، در یک اقدام نمادین برای دفاع از حق مظلومان فلسطین در برابر حریفی از رژیم اشغالگر و غاصب اسرائیل حاضر نشد و بدون امتیاز باقی ماند .

 

ابراهیم مومنی ، رژیم اشغالگر را به رسمیت نشناخت !

 

در همین راستا چندی پیش نیز شطرنج باز با اخلاق کشورمان امیر حسین رضوانی در مسابقات جشنواره بزرگ استانبول ترکیه ، در برابر حریفی دیگر از رژیم اشغالگر قدس قرار نگرفته بود .

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:11 توسط ماشاالله شيخياني |